نامه صد و پانزدهم
سلام عزیز مامان امروز 28 خرداده .... فردا سالگرد داریم .... سالگرد معجزه من .... سالگرد نمایش قدرت خدا پارسال این موقع ها بود که به بودنت شک کردم و این شک رو به حساب خوش خیالی گذاشتم پارسال فردا روزی بود که از سرکار که برگشتم بی بی چک خریدم و رفتم و خونه .... بدون اینکه به بابات بگم رفتم دستشویی و گذاشتم ... وقتی دیدم داره خط دومش پررنگ میشه بی بی چک رو پرتش کردم و انداختم کنار ... جرات نمیکردم نگاش کنم .... اما واقعیت بودن تو بود... با جیغ اسم بابات رو صدا کردم و اومدم بیرون .. دیدم داره نماز میخونه... بعد از نمازش ...................................... اما امسال امسال من اینجا نشستم بدون تو .... ناشکر نیستم به معجزه پس...
نویسنده :
الی
15:22


